انجمن ملی سلامت و تغذیه سالم

National Association of Health and Healthy Eating

متن سخنرانی آیت الله میرباقری با موضوع پیشرفت و سلامت

متن سخنرانی آیت الله میرباقری با موضوع پیشرفت و سلامت

متن سخنرانی آیت الله میرباقری با موضوع پیشرفت و سلامت – در دومین رویداد هم افزایی فعالان سلامت و تغذیه سالم – جمکران – خرداد ماه 1401

مقدمه

سلام علیکم و رحمه الله بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا اباالقاسم محمد[اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم] و علی اهل بیت الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله فی ارضین ارواحنا لتراب مقدمه الفداء و لعنة الداع علی اعدائهم اجمعین اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل الساعة ولیاً و حافظاً وقائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلاً انشإالله خداوند متعال مجلس ما را مورد رضایت امام زمان ارواحنا فداه قرار بدهد و قلوب یکایک ما رو با معرفت و محبت حضرت نورانی بفرماید و یکایک ما رو از شهداء رکاب حضرت قرار بدهد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد[اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم]

اولاً که خوشحال هستم خدا رو سپاسگزار هستم برای شکل گیری این جلسات و توفیق حضور خود بنده در این جلسه در این جور جلسات قاعدتاً بنده باید مستمع باشم و از تجارب و ظرفیت های اساتید و عزیزان دوستان استفاده کنم منتها حالا از بد روزگار بگیم این جوری شده ما تو این جلسات می اییم که متکلم باشیم و حرف بزنیم و بهره مونم به این امر کم می شه فلذا از همه عزیزان هم عذرخواهی می کنم از این که وقتشون رو  می گیرم هم تشکر می کنم که با شرح صدر و حوصله عرایض بنده را تحمل می فرمایند حالا چند نکته ای که ذهن حقیر هست که قائدتاً خیلی هاش زیره به کرمان بردن است.

تمدن فراگیر مادی معاصر

مطالبی که عرض می کنم: نکته اولی که عرض می کنم اینست که مسأله دوران ما که ما باهاش مواجه هستیم که مسأله بسیار پیچیده ایست مسأله تمدن فراگیر مادی معاصر ماست که البته ادامه مسیر فراعنه تاریخ است یک امر جدیدی نیست ولی به هر حال نهایت پیچیدگی و فراگیری که از عمق تا لایه های ظاهری جامعه را هدف قرار داده خود این تمدن دارای لایه های متفاوتیست از عمق ایدئولوژیکش تا عمق فلسفه ها و اندیشه های نظری و دانشش و سپس فناوری ها و بعدم ساختارهای جهانی و سبک زندگی و این لایه های مختلفیست که این تمدن داره ما با این چنین لایه تمدنی مواجهیم و تمدنی که امکانات جهانی شدن خودش را فراهم کرده مرزهای جغرافیایی خودش را پشت سر گذاشته و در جهان ما هم حضور پیدا کرده شما مظاهر این تمدن را همه جا می بینید دیگه سر بچرخونید کاملاً پیداست زیر پامونا ببینیم دور و بر خودمونا ببینیم حالا چقدر تا اعماق جامعه ما نفوذ کردند سخن بعدیست و چقدر توانستند حقیقت نورانیت ایمان را در جوامع مؤمنین تغییر بدهند تسخیر کنند این سخن دومیست که باید بحث بشه ولی بالاخره یه تمدن فراگیر دارای اون وسعت و برای همه عرصه های زندگی هم یه بر نامه ای داره برای زندگی انسان هم از قبل از تولد تا مرگش توی این دنیا طراحی هایی داره جایی رو نمی خواد باقی بگذاره منطقت الفراقی برای انبیا نمیخواد بذاره حالا گاهی برخی بزرگان منطق الفراقی تصویر می کنند برای عقلا هیچ منطقت الفراقی برای انبیا و ادیان الهی نگذاشتند.

خوب حالا قاعدتا انقلاب اسلامی در تقابل با این تمدن شکل گرفته و خوب می دانید از جغرافیای خودش عبور کرده و قدرت نرمی در جهان ایجاد کرده به عمق استراتژیک دشمن نفوذ کرده ولی حقیقت این است که این انقلاب باید به این حوزه ای که الان داره نزدیک میشه می رسید یعنی این حوزه فرهنگ و فناوری و سبک زندگی اون هم در لایه های مختلف خودش از فرهنگ بنیادین تا فرهنگ عمومی و قاعدتا این حوزه ای است که حوزه ی درگیری ما است با تمدن غرب حوزه ای است که اگر ما بهش نپردازیم به طور صحیح حوزه ای است که می تواند چالش ما باشد می تواند موجب استهاله ی انقلاب اسلامی بشه و از اون طرف هم میتونه موجب نفوذ بیشتر ما در عمق تمدن غرب بشود این نقطه اصلی هماوردی ما است الان باید هم بهش می رسیدیم کسانی که اهل بینش بودند از دهه های قبل پیش بینی می کردند که ما به این نقطه ها می رسیم و این صورت مساله ها برای انقلاب جدی میشه واقعا این مساله ها در دهه های اول سالهای اول انقلاب جدی نبودند مطرح نبودند بحث انقلاب فرهنگی مطرح شد و کم کم به کما رفت به یک معنا ولی معلوم بود که این مسایل جدی میشه و انقلاب اسلامی ناچار میشه با غرب سر این مسایل دانه دانه درگیر بشود یکی اش مساله سلامت است نا چاریم از این درگیری.

مساله سلامت

خوب الحمدالله داریم کم کم به سر مسئله های محل نظام می رسیم این مسئله های انقلاب اسلامی شناسایی میشه یکی این مساله سلامت است که در دو دهه قبل در انقلاب اسلامی نبود این معناش پیشرفت ما است که یکی از شاخصه های پیشرفت این است که داریم به مساله هایی می رسیم که مساله انقلاب است ولی قبلا ازش غفلت داشتیم و با تساهل و تسامح باهاش برخورد می کردیم و به تعبیری غفلت از نفوذ دشمن داشتیم و منافذ دشمن را نمی شناختیم عرض کردم این تمدن واقعا برای همه ی زوایای زندگی یک طرحی دارد، یک برنامه ای دارد، فکر کرده، طرح هاش هم پیچیده است مواجه نشدن با او و نشناختن او معنایش این است که تن به اون مسایل داده بودیم.

خدا رحمت کند استاد ما را می فرمودند که اگر انقلاب اسلامی ادامه پیدا کند حتمآ در این موضوعات با غرب به چالش کشیده می شود و اگر منفعل شد استهاله می شود و انقلاب اسلامی سیاسی هم از دست می رود. ولی اگر ادامه پیدا کند این انگیزه انقلاب و اهداف زنده باشند حتمآ باید در این موضوعات چالش کنیم و قله ها را فتح کنیم و از دست اونها بیرون بیاوریم و لااقل این انحصاری که آنها در جهان ایجاد کردند و همه چیز را در انحصار خود گرفته اند بشکند.

خوب ما الحمدالله به آغاز این مسئله ها رسیده ایم و متوجه شدیم مسئله انقلاب اسلامی چیست و بعد با تمام قدرت وارد شدیم که از مسایل مهمی که بهش رسیدیم مسئله پیشرفت است.که مسئله پیشرفت مسئله ای است که خنثی نیست و جهت دار است.اسلامی و غیراسلامی دارد.نمی شود بگید الگوهای پیشرفت چون اسمشون پیشرفت است،چون ترقی است،چون به قول خودشون توسعه فراگیر است،آنها مطلوب هستند بدون جهت هستند،خنثی هستند و ما می آوریم از آنها استفاده خوب می کنیم.

این روشن شده برای همه، یکی از مسائلی است که خوب بهش رسیدیم البته می گم هنوز هم غرب گراها،غربی ها قبول ندارند و انکار می کنند. گرچه می دانید خود موسسان این بنا معترف هستند که کاملآ عمق این بنا در این جدایی و عرفی سازی و زمینی سازی و قطع نگاه انسان از آسمان، امثال اینها است و توی دنیای غرب هم موفق بودند.

مقدمه ای مرحوم شهید صدر دارند به چاپ دوم(اقتصادنا) حتمآ ببینید. مقدمه ای خواندنی است. اونجا هم این نکته را متذکر می شوند که در غرب موفق شدند پرچم داران این تمدن که نگاه مردم را از آسمان قطع کنند و زمینی بکنندو لذا موفق شدند این تمدن را اونجا بسازند.این راه حل ها اونجا به یک معنا به نتیجه رسید ولی در دنیای اسلام موفق به چنین چیزی نمی شوند و لذا راه حل ها شون هم پاسخگو جامعه ما نخواهد بود.ما باید برویم دنبال راه حل های اسلامی{ مثل 50 سال قبل.در مقدمه چاپ دوم(قریب به پنجاه سال) چون اقتصادنا مال حدود 70 و اندی سال قبل است ولی مقدمه چاپ دوم اقتصادنا مال 60 سال قبل است. مقدمه ای خواندنی است خیلی هم طولانی نیست.

در هر حال عرض من این است که در آغاز انقلاب واقعآ این تصورها نبود که خیال می کردیم انقلاب می کنیم و بعدا از علم و دانش و تمدن غربی، فناوری های روز در جهت اسلام استفاده می کنیم و حالا یک جاهایی هم تهذیب اخلاقی هم می کنیم و نخودلوبیایی سوا می کنیم و اخلاقش رو میگذاریم کنار بعد فناوری و علمش را استفاده می کنیم الحمدالله کم کم به اینجا رسیدیم که ایده های اونها، پیشرفتی که تعریف می کنند، توسعه ای که تعریف می کنند با دین در چالش است. یک قدم جلوتر علوم و نرم افزارهایی که ازش استفاده می کنند، اسلامی و غیر اسلامی دارد فناوری هاشون اسلامی و غیراسلامی دارد  به نظرم اینها چیزهایی است که یک مقداری بهش رسیدیم و دیگر جای بحث ندارد.اینکه دانشهای فراگیری که در دنیا پیدا شده است دارای چهارچوبهای نظری و حتی عملی هستند که ازشون به پارادایم تعریف می شود  البته باید دقیق تر بحث کنیم این هم تقریبا مورد توافق است مثلآ فرض کنید علم پزشکی یا علم طب که یک علم کاملا بی جهت معرفی می شده امروزه معلوم است که مبتنی بر مبانی نظری است .

فلسفه طب، طب مدرن و ارتباط این فلسفه با فلسفه مضاف به سایر علوم، علوم پایه و امثال اینها چیزی نیست که امروزه پوشیده باشد و ما بخواهیم از این ها بحث کنیم. یک موقعی اینها بحث های جدی بوده به راحتی از ما قبول نمی کردند که طب اسلامی و غیر اسلامی نداریم،علم است دیگر با نگاه پوزیتیویستی تلقی این بوده که اینها کشف واقع هستند و اسلام که با واقع مخالف نیست و اگر باهاش مخالفت می کردیم مخالفت با علم و حقیقت و واقع و همه ارزش ها تلقی می شده الان این طور نیست و کاملآ می دانند که وقتی می گوییم علم، چهارچوب دارد پارادایم دارند، کاملا می پذیرند از شما از گذشته نگاه پوزیتیویستی در حوزه فلسفه علم عبور کردیم و متهم نمی شویم که اینها با واقع مخالف هستند می دانند این علوم مبتنی بر نظریاتی است اونها هم مبتنی بر چهارچوبهایی هستند و از این مهم تر که چهارچوب نظری دارند چهارچوب عملی دارند و این مهم تر است و هنوز مغفول است. یعنی در متن یک ایدئولوژی متولد می شوند در متن گرایش اجتماعی در متن اراده های اجتماعی به سمت و سویی که اراده به خودش می گیرد دانش متولد می شود این نکته دقیق تری است. از محفوضات پیشین نظری تا اینجا تقریبآ جزو مسلمات است که کسی با شما مخالفت نمی کند.اگر بگویید علم مدرن چهارچوبهایی نظری دارد مبانی فلسفی دارد اینها را خیلی تردید نمی کنند.

یک قدم عمیق تر اینکه مبتنی بر نوعی انگیزه و ایمان است حالا یا گرایش است یا گرایش به دنیا یا گرایش به خدای متعال به تعبیر دیگه مبتنی بر پرستش شکل می گیرد “لکم دینکم ولی الدین” پرستش تعطیل بردار نیست “قل یا ایها الکافرون ….لکم دینکم ولی الدین” پرستش به دنبالش دین است، دین مناسک پرستش است این تعطیل بردار نیست معبودها متفاوت است و این پرستش محور عقلانیت است و اینکه ما خیال کنیم عقلانیت جهت دار نیست این تمام نیست عقلانیت جهت خودش را از پرستش، از ایمان از انگیزشهای اجتماعی می گیرد وقتی یک جامعه ای اراده می کند زمینی زندگی کند، ارتباط خودش را با غیب عالم قطع کند، ارتباطش را با هدایت الهی و انبیا قطع بکند و خودش مدار تصمیم گیری و ساخت زندگی خودش باشد، مستقل باشد از همه انیباء و اسم خودشم می گذارد بلوغ بشریت می گه بشریت به دوران بلوغ رسیده و از سبابت گذشته عصر، عصر روشنگری است وقتی این تصمیم را می گیرد حتماً دانش هایی را که ایجاد می کند دانش متناسب با این پرستش و بر اساس پرستش دنیا علم می سازد برای پرستش دنیا فناوری ایجاد می کند برای پرستش دنیا سبک زندگی ایجاد می کند.

لایه عمیق حیات اجتماعی اراده هاست اراده ها هم به محور یا اراده های حق جمع می شوند یا اراده های باطل یا دنبال پرستش خدای متعال بر محور انبیاء و اوصیاء معصوم هستند و یا دنبال دنیاپرستی و شیطنت بر محور فراعنه هستند ذیلش دیگه دستگاه های نظری و علمی و فناوری ها شکل می گیرد البته معنای این حرف این نیست که دستگاه شیطان باطل محض است این را امیرالمؤمنین(علیه السلام) در خطبه 50 و 51 نقل کرده است طبق نقل مرحوم سید ملاحضه کردید در نهج البلاغه اونجا حضرت دارند باطل اگر خالص عرضه شود مورد توجه قرار نمی گیرد شیطنت را با باطل قاطی می کند البته قاطی می کند که باطل را پیش ببرد ولی جهتش غلبه باطل است و حق را با باطل می آمیزد برای اینکه جاذبه ایجاد کند سخن امیر این نیست که در تمدن غرب عنصر حقی وجود ندارد مسأله این است که جهت گیری به سمت پرستش دنیا است و حقایق زیر پای دنیاپرستی قرار می گیرند بنا است که اون ها در استخدام باطل باشند علی ای حال ما با یک چنین چیزی مواجه هستیم.

مسأله مهم ما تمدن غرب است مرحله درگیری ما درگیری فرهنگی است اعم از فرهنگ بنیادین فرهنگ عرفی در حوزه دانش و فناوری ها است ناچار باید این میدان را پشت سر بگذاریم داریم به مسأله ها نزدیک می شویم یکی اش مسأله سلامت است شما دو دهه بروید جلوتر سلامت که اسلامی و غیراسلامی ندارد این همه دانش تولید شده نهادهای عهده دار جهانی اصلاً کسی به این ها توجه نمی کند که بر این دانش اخلاق حکومت می کند اندیشه های نظری و فلسفی حکومت می کند غایات اجتماعی حکومت می کند در یک بستر اجتماعی پیدا می شود کسی به این ها توجه ندارد تلقی اینه که همون و از طرفی این دستگاه کاملاً آلوده شده یعنی هم آلوده با اغراض سیاسی شده و هم آلوده با اغراض اقتصادی شده و هم از نظر علوم اجتماعی دنبال کنید فرمتی گرفته که اصلا تحت تسخیر جریان خاصی  است حالا این ها را می دانید مثلاً فرض کنید که از تجارت های مهم دنیا تجارت دارو است چه معنی می دهد این در دست صاحبان سرمایه است یک موقعی به نظرم چهارمین تجارت سودآور جهان بود.

پیداست دیگه وقتی جامعه مبتنی بر اصالت عملیات فردی بود و هر کس دنبال منافع خودش تو این جامعه بود و اخلاق مادی در آن رواج پیدا کرد جامعه شد به اصطلاح خودشون جامعه بازار و هر کسی در این جامعه اونچه داره عرضه می کند درصدد این است که منفعت حداکثری به دست بیاورد منتها به قول خودشون دست پنهان بازار این ها را به یک تعادلی می رساند که حالا این ها را بهتر از من بلد هستید دروغ بسیار بزرگ است که هیچ وقت این اتفاق نیفتاده در جامعه بازار یک طبقه حاکمه ای مسلط شده اند که از نظام سلطه بدتر است نظام قبل و نظامات قبل در هر حال وقتی شد جامعه، جامعه بازار اخلاق شد، اخلاق مادی نتیجه اش همینه یک تعبیر از کانت نقل شده در این مقاله ” اجتماعی شدن انسان” که حالا بعضی ترجمه کرده اند یک تعبیری دارد می گوید این اخلاق محبت و نوع دوستی و فداکاری از دلش پیشرفت حاصل نمی شود یک جامعه شبانی به وجود می آید اون اخلاقی که طبیعت در ما ودیعه نهاده این جوری ازش یاد می کند دنبال منافع خود بودن و حتی سلطه بر دیگران منفعت حداکثری و حتی سلطه تا یک سلسله از این اخلاقات را می گوید که این ها هستند که زیربنای پیشرفت و توسعه اجتماعی هستند و ما باید این اخلاق را توسعه دهیم و گسترش دهیم و واقعاً هم همین طور است.

در تمدن مادی، سوخت این تمدن مادی اخلاق مادی است حرص، حسد است خودپرستی است طبیعی است که همه چیز در این مسیر قرار می گیرد و از جمله فناوری ها و علوم و همه این ها از جمله سلامت انسان علوم وابسته ای که سلامت را تأمین می کنند از پزشکی و تغذیه و… این ها می شوند ابزار تولید قدرت و ثروت اقتصاد سیاسی شکل می گیرد بعد می بینی می روند به سمت تمرکز و پتنت و حق مالکیت معنوی و کم کم برای این فناوری ها حق مالکیت درست می کنند و انحصار درست می کنند همین شده که می شه یعنی سلامت مردم تغذیه مردم درمان مردم در اختیار اقتصاد سیاسی قرار می گیرد و از طریق اقتصاد سیاسی در اختیار طبقه خاص این اتفاقی است که در جهان افتاده و و الان هم باهاش مواجه هستیم کاملآ از این بدتر که سلامت مردم گروگان گرفته می شود برای تصرفات تمدنی مثل داستان کرونا که می بینید سازمان بهداشت جهانی شکل می گیرد لشکر پزشکان جهانی و بهداشت و سلامت مردم گروگان گرفته می شود برای اهداف بزرگ و تغییر وضعیت تمدنی این چیزی است که ما الآن باهاش مواجهیم در تغذیه و سلامت.

در تغذیه تقریباً تنها چیزی که خیلی جدی نیست سلامت مردم است بیشتر روی بحث تجارت و اهداف اقتصادی و سیاسی و این ها دنبال می شوند در حوزه سلامت هم به شدت همین امر است و متأسفانه انحصارطلب هم هستند دیگر رقبا را از میدان به در می کنند در ایران که خیلی شبیه این اتفاق افتاده با  دارالفنون ها علوم پزشکی وارد ایران شد تمام رقبای خودش را با قدرت و تحقیر حذف کرد که خیلی از کشورها این جور طب سنتی شون رو حذف نکردند حالا ببینید ما با چنین فضایی روبه رو هستیم یک تمدن رقیب انحصارطلب که لایه های خودش را ایجاد کرده نفوذ داده و کاملاً هم یک تمدن غیراخلاقی یک تمدن کاملاً ایدئولوژیک ضدادیان و طبیعتاً وقتی مبتنی بر جامعه بازار بود ضد منافع عمومی خیلی واضح است پس ببینید ما مسأله مون پیچیده است به اندازه ای که مسأله را سطحی تلقی کنیم موفق نخواهیم شد گرچه ما منتظر شکل گیری اون مبانی و زیربناها نباید بمانیم باید کارمون را شروع کنیم و در حال حرکت کار خودمون را اصلاح کنیم عمق ببخشیم  دنیای غرب هم همین جوری پیش رفت اصلاً این جوری بوده در طول تاریخ ولی باید توجه داشته باشیم که عمق مسأله تا کجا است به اندازه ای که از عمق مسأله غفلت کنیم به همان اندازه در دستگاه رقیب استفاده می شویم چون اون ها دستگاهشون گسترده و عمیق است و داعیه جهانی شدن هم دارند شما هم آورده ای که در داستان کرونا با طب های سنتی کردند را دیدید روی همه خط کشیدند به این معنا موفق شدند پیروز بیرون آمدند البته گرچه خوب پیداست یک نقاط ضعفی هم داشتند آشکار شد یک پیشرفت هایی هم از این طرف حاصل شد ولی بالاخره بازم با واکسیناسیون غلبه کردند دیگر مدل های خودشون حاکم است یک یک ادله ای دارد برای ما یک هشدار است که ما کارمون باید عمیق، گسترده و برای تغییر توازن به نفع فرهنگ اسلام و انقلاب اسلامی در مقیاس جهانی و ملی باشد .

باید دنبال ایجاد یک عقلانیت متناسب در همین مقیاس باشیم نباید تبدیل به یک فرقه شویم به شدت باید موارد مراقبه و توجه باشد خوب حالا من یک نکته ای را می خواهم تقدیم کنم که شاید مثلاً نکته اساسی بحث من است این ها مقدمه بود. این ها چیزهایی است که در دنیای امروز تقریباً واضح است خیلی هم کسی با من چالش نمی کند که اگر بگه طب مدرن علوم وابسته ای که سلامت بشر رو می خواهند تأمین کند چهارچوب دارند پارادایم دارند این ها حتی ذیل ایدئولوژی شکل گرفته اند همون ایدئولوژی رو بسط می دهند این ها خیلی پذیرشش سخت نیست البته عرض کردم وقتی به ایدئولوژی می رسه خیلی نمی پذیرند ازتون ولی این جوریه دیگه یک علم کاملاً ایدئولوژیک است و برخلاف اون نگاه که می گفتند علم چون ایدئولوژیک نیست خصلت جهانی شدن داره علم مدرن کاملا ایده ئولوژیکئ داره وغرب هژمونی خودش رو از طریق این علم ایدئولوژیک داره انجام می ده یعنی علم خودش رو جهانی کرده که توانایی اش جهانی شده جهان را داره تسخیر می کنه و پرده انداخته روی خصلت ایدئولوژیک برای پنهان ایدئولوژیک علم.علم کاملاً ایدئولوژیک است و ایدئولوژی مدرن از طریق علم داره جهانی می شه هژمونی مثلا غرب از طریق علم ایدئولوژیک است که فرهنگ خودش هم حمل می کنه گرچه اون ها تلاش می کنند که بگن چون ایدئولوژیک نیست می تونه جهانی بشه ولی نه، چون خصلت ایدئولوژیکش پنهان است  جهانی شده ایدئولوژیکشون رو جهانی کرده کاملاً برعکس  این مسأله. الآن از طریق علم و فناوری داره جهان رو میگیره شبهه امروز در مقابل اسلام در مقابل ادیان شبهه نظری نیست خیلی خدا رحمت کنه استاد ما را می فرمود شبهه امروز شبهه علم کمونه نیست نمیگم اون ها را نباید بحث کنیم باید در کلام بحث کنیم در حکمت بحث کنیم ، شبهه امروز شبهه کارآمدی این تمدن مادی است در عرصه های مختلف.

شجره زقوم

خدا رحمت کند استاد ما را می فرمود اون موقع هنوز فناوری در ایران نیامده بود که این فیلم حالیشون بدهند تلویزیون پخش میکنه که فلان سرمایه دار از طبقه بیستم آپارتمان ش آپارتمان ش ماشینش رو گرم میکنه تو زمستون می آید سوار میشه یا کولرش رو روشن می کند خنک میکند می آید سوار میشه این شبهه امروز برعلیه اسلام است که غرب سکولار کارآمدی اش اینه شما کارآمدی تون چیه ما با یک چنین چیزی مواجه هستیم یک تمدنی که بنیان های ایدئولوژیک خودش را بنیان های دنیا پرستی خودش را به یک کار آمدی تبدیل کرده و اتفاقاً خیلی جاها لایه ایدئولوژیکشم در این کارآمدی پنهان است پیدا نیست که حالا این یک موقع بحث می کردیم با بعضی از بزرگان خدا رحمت کند شون مال تقریبا ۳۵ سال قبل است که بحث جدی بود که آقا یعنی شما می خواهید بگویند هواپیما اسلامی و غیر اسلامی داره! ببینید کاملا خصلت ایدئولوژیکش پنهان است می گفتم آقا چغندر نیست که به کارند سبز بشود هواپیما در یک بستر اجتماعی تولید میشه یک کارآمدی هم داره یک پیامد هایی هم داره اینجوری مطالعه کنید که ببینید مال اسلام است یا غیر اسلامی دارد یا نه یعنی کاملاً ایدئولوژی ها و عقلانیت عرفی و مادی خودش را تبدیل کرده به کارآمدی کارآمدی که خصلت ایدئولوژیک درش پنهان است لذا انسانها با ایدئولوژی مختلف قبولش می کنند قبول می کنند زندگیشون مادی میشه هرچه بیشتر پیش می روند معنویت ازشون دور می شود اعتقادات سست میشه و نمیدونن چرا، نمیدونن چرا دچار این امر شدن طب مدرن رو قبول می کند بعد میبینی اتفاقاتی در حوزه فرهنگ می‌افتد تغذیه مدرن را قبول می کنند یک اتفاقاتی در حوزه فرهنگ می‌افتد غافل از اینکه اینها بنیان های ایدئولوژیک دارند. کاملا واضح است آدمی که از شجره زقوم میخوره جهنمی هم فکر میکنه نمیشه آدم از شجره زقوم بخوره بهشتی فکر کنه همینه دیگه “یا ایها الرسل کولو من الطیبات و عملو صالحا ” حالا نمیخواستم وارد این بحث بشم اما واقعا دو جریان تنزل رزق داریم یا در دستگاه نبی اکرم است می شود رزق بهشتی یا در دستگاه شیطان است میشود رزرق جهنمی که شجره زقوم است علم هم دارد فناوری هم دارد فلسفه هم دارد پشت سرش اون دانشگاه‌ها آکادمی ها هزاران جلد کتاب فلسفی و همه چی هست ولی شجره زقوم است.

حالا عرض من اینه وقتی این تمدن به کارآمدی میرسد و درخصلت کارآمدی اش ایدئولوژی اش کاملاً پنهان است این شبهه اصلی ما می شه. ما با یک چنین چیزی روبه رو هستیم برای مقابله باهاش عرض کردم حتمآ باید وارد اقدام شویم نمی شود متوقف بمانیم منتظر بمانیم هر روز که فرصت از دست برود این فرصت سوزی است ولی حتمآ باید شبکه ای درست شود که از عمق تا سطح رو هماهنگ کنه لذا این کار نیاز به شبکه هم دارد یک نفر نمی تواند یک جمعیت نمی تواند از عمق تا سطح مساله را دنبال کند احتیاج به یک شبکه به هم پیوسته تحقیق داریم این شبکه به هم پیوسته تحقیق هم نیاز به یک منظومه روش تحقیق منسجم دارد که با یک نرم افزار هماهنگ تحقیق کنند که نتایج تحقیقشون هماهنگ بشود احیانا بانک اطلاعات هم می خواهد حالا اونچه می خواهم عرض کنم اینه سطحی گرفتن این مساله موجب می شود یک قدم جلو برویم به مشکل بربخوریم حتما باید مساله از عمقش جست و جو و دنبال بشه اسلامی کردن حوزه سلامت و به حجیت رساندن حوزه سلامت کار ساده ای نیست رقبایی دارد یک رقیبش ساده انگاری نسبت به دین است یک رقیبش سکولاریسم است سکولاریزم و سکولاریست ها است کسانی که معتقدند این حوزه ها ربطی به دین ندارند و در بین این ها خطرناک ترینشون سکولاریستهای مذهبی است نماز می خونند روزه می گیرند نماز شب احیانآ می خوانند اهل تهجد هستند ولی کاملا به حوزه علم و فناوری و پیشرفت و تکنولوژی عرفی نگاه می کند شما بسیاری از مدارسی که قبل از انقلاب بود الانم هست مدعی اسلامیت هم بودند همین کار را می کردند آدم نماز شب خون کاملا ملتزم به حدود علم غربی علم غربی رو مقدس می دونه تکنولوژی غربی را مقدس میدونه توسعه را مقدس می دونه یک قدم بخوای بری اون طرف میگه مربوط به دین نیست این سکولاریست های مذهبی که الان یک جریانهایی هستند که توبه کرده های انقلاب اسلامی سکولاریست های مذهبی هستند نماز می خونند روزه می گیرند تو حوزه حیات فردی شون

یادمه یک آقایی که یک موقع  رئیس جمهور هم بود می گفت من در حوزه زندگی خصوصی ام خیلی آدم محتاطی هستم تو نجاست تو طهارت تو نماز  تسبیحات اربعه را حتما سه مرتبه می گویم و بعد می شمرد! واقعا هم همین جور است ما منکر این نیستیم نماز دو قفله میخونه خدا رحمت کنه استاد ما را که می گفت نمازشبش رو می خونه مفاتیح میخونه و نهج الابلاغه اش رومطالعه می کنه می گذاره زیر میزکتاب کینز رو میذاره روی میز حالا شروع می کنه اداره کردن جامعه کتبی که در حوزه علوم سیاسی نوشته شده دانش های سیاسی را می گذارد روی میز بعد می خواهد با همونها جامعه را اداره کند طرح گفت و گو تمدنها جامعه مدنی  اینها را راست می گه نماز شب هم میخونه اینها به نظرم خیلی خطرناک هستند خطرناک ترین سکولاریسم سکولاریسم مذهبی است به اسم دین داری حوزه تصرف دین را محدود می کنند بازم خدا رحمت کنه استاد ما را که می فرمود ابوموسی اشعری رفت رو منبر گفت هم این طور که این انگشترم را در آوردم وجود مقدس امیرالمومنین ارواحنا فداح را از حکومت عزل کردم عمر و عاص هم گفت همونطور که انگشترم را دست کردم معاویه را نصب کردم فرمود ما دین و انبیا را عزل می کنیم از دخالت در این امور اونها دانشمندان مادی و فیلسوفان را نصب می کنند پس اونهای دیگه رقبای ما هستنئد و سکولاریستها که می گن اینها ربطی به دین ندارد که تمدن اسلامی و غیر اسلامی ندارد علم اسلامی و غیر اسلامی ندارد حداکثر یک عناصری است اون عناصر را شما حذف کنید بومی کنید تمدن غرب را

ژاپن اسلامی بسازید مدرنیته را اسلامی کنید یک رقیب ما هستند همین سکولاریسم ها سکولاریسم ها یعنی مذهبی هاشون گاهی خطرناک تر است ند ولی اون هایی که کاملاً میگن دین را کنار بگذارید کلا زندگی را عرفی کنید اینها خیلی طرفدار پیدا نمی کنند لااقل در جامعه ما ولی این جریان جریانی است که اداره امر را در دست می‌گیرد همه چیز را به نفع تمدن غرب تغییر میدهد بنگاه سیاسی فرهنگی و اقتصادی ایجاد می کند این جریان به خصوص تصمیم سازان از این جنس که برنامه ریزی کشور دست آنهاست آنها خطرناک ترین رقیب ما هستند کار هم دستشون است در حوزه سلامت هم دارند کار می کنند در حوزه های دیگر هم همین طور است تغذیه سلامت و حالا می دانید از آن طرف هم به نظرم چالشی که ما باهاش مواجه هستیم این است که اگر می گوییم دین در این عرصه ها دخالت می کند بسیط و ساده نگاه کنیم به مسئله دینی شدن حوزه سلامت اعم از پزشکی و تغذیه و سایر حوزه های وابسته یک پدیده چند وجهی است یک امر چند وجهی است هم باید سلامت و دانش های وابسته شود و فناوری هاش هم باید مشروعیت داشته باشد و هم مقبولیت و هم کارآمدی و مشروعیت و حجیت آن هم یک امر بسیط ساده نیست اینکه ما خیال کنیم طب و سلامت نقلی میکنیم و تمام میشود این ساده انگار است بگیم طب اسلامی نداریم طب اسلامی و غیر اسلامی نداریم اینم ساده نگاری است این بسیط نگاه کردن به امر دین است.

بگیم هم طب اسلامی داریم معنایش این است که کاملا  تمام حوزه سلامت را نقلی می کنیم عقلانیت و محاسبات نظری و تجربی و مطالعات میدانی را کنار میگذاریم اینها قطعاً غلط است مقید به کارآمدی نیستیم ما یک طب نقلی درست می کنیم جواب داد ،داد ، نداد هم نداد هم درسته چون ما می گوییم مثلا از نقل استنباط کردیم این معنایش این نیست که دین خدا غلط است  بحث معرفت دینی ما است استنباط ما است فهم ما از دین است از یک طرف حوزه سلامت حتماً حوزه دخالت دین است کما اینکه بقیه حوزه ها شما حوزه ای ندارید که دین دخالت ندارد نکند دین در همه عرصه ها دخالت می‌کند اما معنی دخالت دین انکار عقلانیت قوای نظری و محاسبه انسان قوای حسی انسان و حوزه علوم تجربی نیست نه انکار ضرورت کارآمدی برای حل مسائل است خیر از یک طرف اگر شما دخالت دین را  نفی کنید بگویید آقا عقلانیت بشر خودش باید این مسائل را حل کند حتی به اسم اینکه دین به خود بشر واگذار کرده است دین امضا کرده ، دین را ماشین امضای این امور که می کنند که عرض کردم سکولاریستهای مذهبی این کار را می کنند که حتی در حوزه علمیه هم حضور دارند خیال نکنید فقط در دستگاههای اجرایی و دانشگاه ها هستند در حوزه علمیه هم هستند اصلاً ریشه اش از اینجا شروع میشه این نوع نگاه به دین که دین ظاهراً راحت تفویض میکنه به بشر امضا میکنه تفویض میکنه تندتند ماشین امضا درست میکنه این بناها عقلایی هستند این علم است پس از یک طرف این که بگوییم دین در این حوزه دخالت نمی‌کند این حرف غلطی است اما همین که دین دخالت میکند معنایش این است که قوای ادراکی خودمون را تعطیل کنیم این هم غلط است این معنیش این است که ما نمی خواهیم برای حوزه با قوای ادراکی خودمون بندگی کنیم می خواهیم تعطیلش کنیم عقلآ باید بندگی کنیم دستگاه محاسبه هم باید پرستش کنیم حتماً پرستش میکنه دنبال پرستش نفس و  دنیا است  محاسبه میکند دنیا داری یا محاسبه می کند برای بندگی معنی دینی شدن حوزه سلامت این نیست که صرفاً نقلی بشود بخشی اش مربوط به نقل است بخشی اش مربوط به حوزه مطالعات تجربی و نظری و میدانی و کتابخوانی و امثال این هاست این بخش ذیل بخش اول باید قرار بگیرد تولی به این بخش داشته باشد در تبعیت از اون بخش باشه باید قوای ادراکی انسان در تولی وحی کار کند تا به حجیت برسد نه این که تعطیل بشود نه اینکه مستقل کار کنند پیوست بزنند اون دیگه پیوست نیست اون یک جلد ناهمگون است می خوام بنویسم من حتی الگوی پیشرفت را که تنظیم شده بود و دادند ببینیم مثلا اون جلد مبانی اش  یک جلد مستقل است که سنجاقش کردند به جلد دوم این دیکه فایده نداره مبانی رو یک جلد جدا بنویسیم اینم یک جلد جدا نمیشه  و باز همون علم داره کار میکنه باید اون حوزه ای که  از استنباط به دست می‌آید اون حوزه محور قرار بگیره واصل بشه  در حوزه مطالعات نظری و تجربی و کتابخوانی و امثال اینها و بعد هم معین بشه به کارآمدی سرانجام اون چه شما استنباط می کنید اگر کارآمدی نداشت حجت نیست البته کارآمدی در جهت شما یک تمدن اسلامی دارید یک تمدن مادی لازم نیست در جهت تمدن مادی و حل مسائل اون تمدن کارآمد باشه چون شما باید یک کار دیگه ای در جهان بکنید ولی برای حل مسائل خودتون که باید کارآمد باشید .

نمیشه شما بگویید من چیزی را از دین استنباط می کنم برای یک قرضی بعد به هیچ وجه کارامد  دراون عرصه هم نیست ولی اشکالی هم نداره اشکال جای دیگه ای است نه اینطور نیست باید مهندسی معکوس کنی بعد میرسی به خطا در همان حوزه استنباط است خوب خوب استنباط را باید اصلاح کنی این نقض دین نیست نقض معرفت دینی ما است نقض معرفت دینی راه کشف خطایش از این است که مقید میشه به کارآمدی مقید میشه به هماهنگی با عقلانیت بنابراین ما انتظاری که از دین داریم در حوزه سلامت این است که به ما مکتب سلامت بدهد این مکتب اعم از دستورات و بایدها و نبایدها و توصیف ها و ارزش ها است واحد مطالعه است واحد مطالعه فرد نیست واحد مطالعه جامعه و فرد است یعنی دین در مقیاس مطالعه اجتماعی به ما باید مکتب سلامت را بدهد اون چیزی که در دانشهای امروزی هم پنهان است اونها مکتب دارند نه اینکه اونها مکتب ندارند اون مکتب فرآوری شده تبدیل شده به طب مدرن تبدیل شده به دانش های وابسته به سلامت مثل تغذیه و بهداشت که دیگه حالا میدونید این رو عرض کردم اینها چیزهایی نیستند که جدید باشه پس ما یک حوزه استنباط داریم یک حوزه مکتب اون هم اعم از دستورات و توصیف و ارزش‌هاست اون هم نه در مقیاس فرد در مقیاس حیات اجتماعی یعنی نسبت به سلامت جامعه باید نظر بدهد غیر از سلامت فرد است با هم مرتبط هستند ها دو حوزه متباین نیستند ولی متغایر هم هستند تفاوتی با هم دارند

در مقیاس سلامت اجتماعی نیاز به مکتب داریم که ارزش ها، بینش ها و دستورات دین را استنباط بکنیم در این زمینه این امر استنباط است. این استنباط هم خیلی جدی تر و پیچیده تر از ظرفیت کنونی استنباط است ما الان در عرصه‌های مختلف استنباط مکتب نمی‌کنیم مکتب اضافه کنیم یک گام مرحوم شهید صدر به این نزدیک شدند که میگویند فقه اعم از نظریه و حکم است خیلی از این پیچیده تره مکتب باید استنباط کنیم نظام مفاهیم ارزشی و همچنین بینش ها و دستورالعمل ها که یک بخش حکم  و دستورالعمل است مقیاس هم باید مقیاس اجتماعی باشد ولی این امر باید فرآوری بشود فرآوری در حوزه عقلانیت متناسب با او یک عقلانیت نظری تجربی شکل بگیرد و کارآمد هم باشد بعد اونوقت ذیل اون برنامه ریزی اجتماعی تازه باید شکل بگیرد فرض میگیریم شما طب اسلامی را هم دانش های وابسته به سلامت اسلامی را هم استنباط کردید خوب میشه در همین  ساختارها محققش کرد با همین برنامه‌ریزی‌ها! نباید برنامه هم عوض بشه ساختار اجتماعی اش عوض بشه بیمارستان اش آزمایشگاه اش پژوهشگاه ها باید تغییر کند با این ساختارها که نمیشه طب اسلامی را محقق کرد یک تغییر فراگیر البته تدریجیست مرحله کنونی انقلاب اسلامی هم مرحله حکمرانی اسلامی و دولت سازی اسلامی به تعبیر حضرت آقا همینه مرحله جامعه اسلامی است همینه باید این اتفاقات بیوفته باید ما مقابل ساختارهای جهانی که ایجاد کردند اول اون مکتب پنهانی که جاری در حوزه سلامت است علوم وابسته به سلامت و  فناوریهای وابسته به سلامت اون مکتب را باید به دست بیاوریم علوم را از نو بازسازی کنیم و بعد هم ساختار ها را تغییر بدهیم البته روشن است علی القاعده ما ساختار هامون ساختارهای متمرکز سرمایه داری نیست شبکه ای است که در آن  نوآوری های کوچک کوچک کارآمد وارد عرصه عمل می شوند سبک دیگری خواهد بود عرض کردم حق مالکیت معنوی و پتنت انحصار درست می کند و امکان اینکه بتواند تکنولوژی متمرکز و دانشگاه متمرکز فراهم کند را ایجاد کردند می روند به سمت انحصار ولی اگر شما این حق را برداشتیدچنانچه شهید مطهری تو بحث اقتصادی شون تاکید می‌کنند که اصلا  این حق اختراع متعلق به جامعه است و متعلق به فرد نیست حالا این بحث فقهی است  و باید در جای خود بحث شود .

عنایت می‌کنید اگر شما این حق را برداشتید دیگر اصلاً رقابت شکل دیگری پیدا میکند چون روی هر کسی فن اوری و سرمایه گذاری میکنید مثل دانشگاه مثل اینکه نود تاشون یا ۹۵ تاشون ورشکست میشن و موفق نمیشمن گاهی بیشتر اما یکی دو تا شون موفق میشن سرمایه گذاری سودش را از همانجا در می آورد چون متمرکزه چون حق انحصار داره ولی اگر حق انحصار نداشت همه سرمایه گذاری ها به این شکل منتفی می شد پژوهش یک مسیر دیگری پیدا می کند اختراع و نوآوری مسیر دیگری را پیدا میکند و از انحصار بیرون می آید

حالا دیگه من عرضم رو جمع کنم و بیشتر از این طول دادن خیلی وجهی نداره. باز هم توصیه می‌کنم که ما به اول مسئله رسیده‌ایم و باید هم می‌رسیدیم و این مسئله انقلاب اسلامی تازه دارد برای ما مطرح می شود این مسئله است که نظام سلامت متناسب با پیشرفت اسلامی چیست؟

قبلش مسئله انقلاب اسلامی چیست و پیشرفت اسلامی چیست این مسئله اول و مسئله جامع ماست. نظام سلامت در ارتباط با نظام پیشرفت اسلامی چه نظامی است؟ حتماً باید تناسبتش و روابطش با مبانی با آیات با عرصه های دیگر ببینید یک نگاه جامع و فراگیر داشته باشید و خود این مسئله را در لایه های مختلف دنبال کنید مقیاس درگیریتان را اصلاً با جریان داخل نگذارید

مقیاس درگیری ما مقیاس جهانی است. با سازمان بهداشت جهانی با نهادهای بین المللی مواجهیم می دانید بعد از جنگ اول و دوم جهانی کلاً نظم جهان را تغییر دادند .

دولت ملت ها را به شدت شکل دادند بعد هم یک دولت مرکزی به نام سازمان ملل درست کردند به تعداد وزارتخانه های ما زیر مجموعه سازمان ها و مراکز تصمیم‌گیری. پروتکل های جهانی را تصویب می کنند و این نظم در جهان را جاری می کنند ما با چنین ساختاری در مقام اجرا و با چنین عقبه های علمی مثل آکادمی ها و دانشگاه ها پژوهشگاه ها آزمایشگاه ها مواجهیم و با یک امپراطوری رسانه‌ای که جریان غالب را تحمیل میکند به بشریت. کوچکتر از این فکر کردن معنیش آن است که نمی خواهیم اقدام کنیم.

باید توی این مقیاس بیاندیشیم میدان درگیری را وسیع ببینیم.  اصلاً درگیر نباشیم با جریان های داخل رقیب شما طبقه مدرن در داخل کشور نیست رقیب ما طب جهانی است ساختار ها و ساختار ها و سازمان های جهانی هستند شما اگر با آنها درگیر شدید در داخل تغییر بسیار آسان اتفاق می افتد یک موقعی من به هنرمندان هم همین را عرض میکردم میگفتم رقبای شما هالیوود و مراکز پشتیبانی آنها هستند مراکز سیاسی و دانشگاهی و اقتصادی پشتیبانی می کنند آنها را قبایی شما هستند شما اگر می خواهید با درون رقابت کنید قطعاً شکست می خورید میدان رقابت شان آنجاست آنجا پیروز شدید داخل فتح می شود اصلاً اینها قله هایی است که اگر فتحش کنید همه این دامنه ها فتح میشود رقبای خودمان را جامعه جهانی ببینیم تویی آن مقیاس که آنها دارند کار می کنند البته در ظرف مقدورات خودمان ولی نقص هایمان نقص های بزرگی است یک موقعی مثلاً در زمانی که صدام حمله کرده بود ۱۲ لشکر مجهز کامل نیروهای هوایی و زمینی داشت خود ما اون امکانات رو فراهم نداشتیم ولی باید توی اون مقیاس طراحی بکنیم تا آرام آرام مقدورات مان گسترش پیدا کند اگر مقیاس عملمان را تنزل بدهیم موفق نخواهیم شد  استحاله می کنند ما را شکست مان می دهند .

فرقه هم نباید بشویم

ما باید در عین اینکه دنبال مشروعیت و حجیت هستیم دنبال معقولیت و کارآمدی هم باشیم اگر نتوانیم نخبگان اجتماعی را اغنا کنیم می شویم فرقه ، موفق هم نمی شویم مردم به گرد ما می آیند یه عده ای ما را قبول میکنند تغذیه را از ما می گیرند تبعیت می کنند ولی اکثریت جامعه این کار را نخواهند کرد به هیچ وجه مواظب باشیم فرقه نشویم رقبای خودمان روکوچک تصویر نکنیم .

ما با تمدن غرب مواجهیم در بعد سلامت. یک بعد پیوسته در بقیه ابعاد. یکی از ابعاد الگوی پیشرفت است لذا در برنامه پیشرفتی که مینویسیم الان مثلا هفتم یا هشتم حتماً باید این ها ملاحظه بشود ضمن برنامه هفتم یا هشتم که البته هفتم تمام شده است از هشتم ما باید دنبال این باشیم که سلامت اسلامی مبنا قرار بگیرد عنایت میکنید.

و توفیقات هم قطعی یعنی انقدر تمدن مادی الان در معرض آسیبهای فراوانی هست به خصوص در معرض خانه تکانی است و دارد از دنیای حقیقی به دنیای مجازی کوچ می کند از فضای رویای آمریکایی به رویای مجازی یک فرصت مغتنمی است برای اینکه ما کارهای خودمان رو در این غفلت دشمن( آیه قرآن بایدیهم شدند) واقعاً در درگیری با تمدن و انقلاب اسلامی دارند خراب می کنند اون بنایی که نهاده بودند. یک جای دیگری که دارند می برند طرح بزرگی دارند در این به اصطلاح خانه تکانی که دارند میکنند ما خیلی دستمان باز است فرصت را انشاالله مغتنم بشماریم.

باز هم تاکید می کنم مشروعیت ، معقولیت وکارآمدی این البته یک نرم افزار میخواهد شبکه میخواهد تحقیق می خواهد بانک اطلاعات میخواهد منتها این ها کارهای دیگری است که حالا باید تدارک بشود بخشی از آن هم تدارک داده شده است و در حوزه مشروعیت هم عنایت بکنید مشروعیت به این نیست که یک روایت را بیاوریم و سند رو به اعتبار سنجی کنید بگویید سندش معتبر است اینن کافی نیست.  شما باید استنباط یک مکتب هماهنگ در مقیاس یک تمدن داشته باشید میخواهید سلامت را در مقیاس یک تمدن دنبال کنید مکتبی که آموزه های دینی در این مقیاس هست باید استنباط بشود آن هم به صورت هماهنگ این که مثلاً ما بیاییم طب را نقلی کنیم فقط در حوزه نقل هم فقط اعتبارسنجی اسناد بکنیم اینکه فایده ندارد این که ما بگوییم این هایی که ما می فهمیم همین است دین دیگر.

من دیدم بعضی ها هم این کارها را می کنند پروتکل های اسلامی می‌خواهند با اسم اسلام دهن همه را ببندند این طور نیست آقاجون .

اسلامیت که به این سادگی در مقیاس سلامت اون هم سلامت در مقیاس یک تمدن قابل استناد نیست که گیرم شما همه روایات حوزه سلامت را دیده اید این استنباط مکتب است؟ اشکال به روایات نیست اشکال به فهم ما از دینه؛ دین را چرا اینجوری می فهمید؟ اشکال ازفهم از جریان عینیت است… دین نیامده که عقل ما را تعطیل کند، دین نیامده که فهم ما را تعطیل کند. دین آمده است که فهم ما را متعبد به وحی کند. چه جوری می شود چه جوری می شود عرصه مطالعات علمی ما متعبد به وحی شود نه تعطیل شود. بنابراین حجیت خودش یک امر بسیار دقیق و پیچیده است ساده‌انگاری درش خوب نیست چطور آنها به اسم علم و اینها جلوی حرف زدن را میگیرند ما هم یک فهمی از استناد به دین بگوییم و بگویم این هست و جز این نیست اینطوری نیست آقا.

فهم نظریه دین یکم جلوتر ببریم مکتب سلامت در مقیاس تمدنی فهم پیچیده‌ای است حوزه باید خیلی از ظرفیت خودش را ارتقا بدهد که بتواند همچین کاری بکند این باز به معنی تعطیلی کار نیست. افق را باید ببینیم حالا این مکتب فرآوری بشود در علم فرآوری بشود در فناوری ها و ساختارهای اجتماعی و آرام آرام در سبک زندگی. این گام هایی است که ما باید برداریم و ناچار است که انقلاب اسلامی این گام ها را بردارد اینکه حضرت آقا این گام دوم انقلاب را 40ساله می گیرند به خاطر همین است.

۴۰ سال زمان کمی است برای این اتفاقات اگر ما خیلی خوب عمل کنیم بتونیم پایان این چهل سال این قدم های بزرگ را برداشته باشیم  خیلی موفقیم خدا انشالله که بهتان کمک کند ما که می گفت که دعا کردن اون بنده خدا تبر میزد اینم هن میگفت ، میگفت ما هم در مزدش شریکیم شما زحمت میکشید توی خط مقدم تلاش میکنید و با مسائل عینی  دست و پنجه نرم می کنید ما هم برای شما دعا می کنیم اگر کاری هم  ازمون ساخته بود در خدمت به شما افتخار ماست خدا توفیقات تان را زیاد کند از زیاده گویی هم عذرخواهی می کنم.

والسلام علیکم و رحمة الله

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *